جمعى از علما

51

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

مىكرد بر تأنيث ، نون دلالت مىكرد هم بر جمع وهم بر تأنيث ، با وجود نون از تاء مستغنى شديم وتاء را حذف كرديم ضربن شد ، توالى اربع حركات شد وآن در كلام عرب سنگين بود لهذا باء را ساكن كرديم ضربن شد بر وزن فعلن . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، نون علامت جمع مؤنّث وهم ضمير فاعل وضمير منفصلش ، هنّ است . * * * وآن شش كه مخاطب را بود : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را . آن سه كه مذكّر را بود : ضربت ، ضربتما ، ضربتم . ضربت : يعنى بزدى تو يك مرد حاضر در زمان گذشته ، صيغهء مفرد مذكّر حاضر است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . ضربت در أصل ضرب بود ( مفرد مذكّر مغايب بود ) خواستيم مفرد مخاطب مذكّر بنا كنيم ، تاى مفتوحه كه علامت مفرد مخاطب بود به أو ملحق ساختيم ولام الفعل را ساكن كرديم ، ضربت شد بر وزن فعلت . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، وتاء علامت مفرد مذكّر مخاطب وهم ضمير فاعل وضمير منفصلش ، أنت است . ضربتما : يعنى بزديد شما دو مردان حاضر در زمان گذشته . صيغهء تثنيهء مذكّر حاضر است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . ضربتما در أصل ضربت بود ، ( واحد بود ) خواستيم كه تثنيه بنا كنيم ، چون به تثنيه رسيديم دو بار مىبايست گفت ضربت ضربت ، زايد بر يكى را حذف كرديم ، عوض از محذوف ، الف كه علامت